- نگذار درختی را که به تو سایه می دهد قطع کنند.(عربی)
- نسبت به همه چنان رفتار کن که گویی از مهمان پذیرایی میکنی.(چینی)
- با مغز کوچک و دل بزرگ میتوان خیلی چیزها را بدست آورد.(آلمانی)
- با هر مقیاس که دیگران را بسنجی آنها تو را می سنجند.(شیلیایی)
- موفقیت برای آدم کم ظرفیت مقدمه گستاخی است.(ایتالیایی)
- زخم چاقو درمان می شود اما زخم زبان درمان ناپذیر است.(ترکی)
- زبانت را نگه دار تا دوستت را نگه داری.(هندی)
- آنچه انسان را گرم نگه می دارد نان است نه پتو.(روسی)
- اشتباهات پزشک را خاک می پوشاند.(لهستانی)
- اگر بدهکار مرده بدهی اش نمرده است.(مونتونگرویی)
- او کلبه کوچکی دارد ولی مال خودش است.(لتوانی)
- افعی اژدها نمی شود مگر اینکه افعی های دیگر را ببلعد.(لاتینی)
- اشتباه چشم را کیف پول می پردازد.(ایتالیایی)
- آدم شتاب زده دشمن خود است.(ایتالیایی)
- از دوستت به نیکی یاد کن ولی از دشمنت نه تعریف کن و نه بد گویی.(ایتالیایی)
- اگر می خواهی ماهی فراوان بگیری به دریا برو.(ایتالیایی)
- اسب پیر از شلاق نمی ترسد.(سوئیسی)
- احمق بودن به هنگام خود نیز هنر است.(سوئیسی)
- اگر می خواهی آسایش داشته باشید. اول باید بدانی همسایه ات کیست و بعد خانه بخری.(انگلیسی)
- انبارهای خالی احتیاج به سقف ندارند.(انگلیسی)
- از کسی که با چاقوی خود دست خود را میبرد نترس.(اسپانیولی)
- اگر میخواهی شناخته شوی حرف بزن.(اسپانیولی)
- از کسی که گدا بوده گدایی مکن و پیش کسی هم که نوکر بوده خدمت مکن.(اسپانیولی)
- زمان سوهانی است که از آن صدایی بر نمی خیزد.(ایتالیایی)
- از دری که دارای چندین کلید است بر حذر باش.(هندی)
- ارزش پدر پس از مرگش معلوم میشود و ارزش نمک پس از تمام شدن.(عبری)
- اشک ها زبان دارند و معنایشان فقط بر کسی که گریسته است روشن است.(عبری)
- آبی که پر سر و صداست ماهی ندارد.(چاوتنگ)
- اگر نتوانی پولدار شوی همسایه مرد پولدار شو.(ارمنی)
- الاغ هفت طریقه شنا بلد است ولی موقعی که آب را می بیند هر هفت طریقه را از یاد می برد.(ارمنی)
-پادشاهی جایزه ای بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل آرامش را تصویر کند.
-نقاشان بسیاری آثار
خود را به قصر فرستادند.آن تابلوها تصاویری بودند از جنگل.بهنگام
غروب.رودهای آرام.کودکانی که در خاک می دویدند.رنگین کمان در آسمان و قطرات
شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
-پادشاه تمام تابلوها را بررسی کرد اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
-اولی تصویر دریاچه
آرامی بود که کوه های عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.در جای
جایش میشد ابرهای کوچک و سفید را دید و اگر دقیق نگاه میکردند در گوشه چپ
دریاچه خانه کوچکی قرار داشت.پنجره اش باز بود دود از دودکش آن برمی خواست
که نشان میداد شام گرم و نرمی آماده است.
-تصویر دوم هم کوه ها
را نمایش میداد.اما کوه ها ناهموار بودند.قله ها تیز و دندانی بود.آسمان
بالای کوه ها به طور بیرحمانه ای تاریک بود و ابرها آبستن آذرخش تگرگ و
باران سیل آسا بود.
این تابلو هیچ با
تابلوهای دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند.هماهنگی نداشت اما وقتی آدم
به دقت به تابلو نگاه میکرد در بریدگی صخره ای شوم جوجه پرنده ای را می دید
آنجا در میان غرش وحشیانه طوفان آرام نشسته بود.
-پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده جایزه بهترین تصویر آرامش تابلوی دوم است.بعد توضیح داد:
-((آرامش آن چیزی
نیست که در مکانی بی سروصدا.بی مشکل.بیکار سخت یافت می شود.چیزی است که می
گذارد در میان شرایط سخت آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی
آرامش است.))
نوشته شده در تاریخ 15 اردیبهشت 1391 و در ساعت : 10:59 - نویسنده : aliparnian |