تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
techtip
تراوین




> عشق هایی به همراه گریه
عشق هایی به همراه گریه

گلوی آدم را

باید گاهی بتراشند

تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود.

دلتنگی هایی که جایشان نه در دل

که در گلوی آدم است

دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند. . .

روزے اَز مـَـن  پـُـرسـ ـيد : بُـزُرگتَــرينـ  آرزويَـتـ  چيستـــ ؟

گُـفتَـمـ  : تَـحَـقّق  يـآفتَـنِ  آرزوے تــو

اَمّـآ  اَفســـوس  هَـرگز نَـدآنِـستَمـ  آرزوے تــو جُــدآيـے اَز مَـــن  بــود

 

دَســــتانــــَـــم را  مُحكــَـــم تَر بگيــــرْ !!


مــَـنْ هَنـــــوز هــَـمْ نميخـــواهَــم ،


تـــو را اَز دَستـْــــ بدهــَــم ...

گفته بودي مي شوي هم راز و هم آواي من


مي سرايي عشق را در خلوت شبهاي من


گفته بودي در کنارم تا ابد مي ماني و


همره دل مي شوي در شادي و غمهاي من


 گفته بودي بين ما ديگر نمي آيد فراغ


گفته بودي مي شوي ياد دل تنهاي من


 آه اما امشب از آن کوچه ها رفتم ولي


باز هم تنها صداي شعر تو بود و صداي پاي من


نامه هاي تو هنوز از عشق لبريز و چه سود


که خودت رفتي و مانده اين شب يلداي من


آشفته دلی در این خلوت خاموش خفته است

بنویسید او زاده غم بود

بنویسید كارش انتظار بود وبس.

به وسعت ندیدنه نگاهت خسته ام ،

 چگونه بشكنم

 ثانیه های سنگین دوریت را!!

مینویسم نامه و فردا از اینجا میروم

با خیاله او ولی تنهای تنها میروم

در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی

شاید او حتی بگوید لایق من نیستی

مینویسم من که عمری با خیالت زیستم

گاهی از من یاد کن حالا که دیگر نیستم


آنکه شاد آمد و دستی به دل ما زد ورفت

در این خانه ندانم به چه سودا زد ورفت

خواست تنهایــی ما را بــه رخ ما بکشد

طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت

تو تنها نیستی! چون ....


دستان بسیاری مثل دستان تو، در حال نیایش‌اند و خدا را روز و شب صدا می‌زنند


و برای آرزوهای به دل نشسته‌شون دعا می‌کنند.


چشم‌های زیادی به نقطه ی معجزه دوخته شدند


و بسیارند کسانی که برای اجابت خواسته‌ها شون، صف کشیدند و انتظار می‌کشند.

تو تنها نیستی! چون ...


در تیره‌ترین شب‌ها، حتی اگه نگاهت در تاریکی گم بشه


باز ستاره‌ای هست که برای تو می‌درخشه و سوسو می‌زنه!


اگه روزها تا سراب سرگردانی بدوی،


اگه شب‌ها در کویر شک و بی‌برگی راه‌بری،


اگه در وادی رنج و محنت خواب بمونی باز کسی هست که برای تو همیشه بیداره! زیرا در

همین زمین خاکی، در اعماق صخره‌های سخت باز دل چشمه‌ای هست که برای تو

می‌جوشه و در انتظار سیری عطش تو تقلا می‌کنه.

تو تنها نیستی ! چون ....


وقتی همه ی کوچه‌ها بن بست به نظر می‌رسند،


باز کوچه‌ای هست که رو به وسعت دریا و آبی بی‌کران آسمون‌ها، برای تو گشوده شده.

 
راهی هست که منتظره تو اونو کشف کنی و به آستانه ی اون پا بذاری!


پس مطمئن باش که تو تنها نیستی

http://mootalaee.persiangig.com/aaaaa.jpg

کاش می شد تنها نبود.کاش می شد حرارت مهربانی را

همواره احساس کرد.کاش می شد لحظه های غم را به شادی

تبدیل کرد.کاش می شد بی کسی ها را غرق کرد و با امید به

زندگی ادامه داد.کاش می شد کینه را به دیوارها کوبید.کاش می شد

تــــــنها نبــــــود.....؟؟؟؟

1b220ea1bbd2d2fc7373049dabb3d64c-300

چگونه دست دلم را بگیرم ودر كنار

دلتنگیهایم قدم بزنم

در این خیابان

كه پر از چراغ و چشمك ماشینهاست

…نه آقایان:

مسیر من با شما یكی نیست

از سرعت خود نكاهید

من آداب دلبری را نمی دانم...

تو مغرور بودی..
 
و من مغرور تر..
 
گفتم میروم..خداحافظ
 
گفتی برو...بی خداحافظ..
 
چشمانم خیره ماند..در دل گفتم بگو...بگو ...بگو بمان
 
......من منتظر یک جمله ی تو هستم
 
اماتو..بی رحمانه رفتی
 
و
 
من مغرورانه غرورم را شکستم و دوباره گفتم
 
گفتم سلام...
 
نمیدانم چرا اما شنیده ام
 
عاشقان در برابر معشوق غروری ندارند
 
شنیده بودم اما..باور نداشتم
 
به باورم رساندی

بازیچه ی دست یار بودن , عشق است


در پنجه ی غم شکار بودن , عشق است


در محکمه ای که یار باشد , قاضی


محکوم به طناب دار بودن , عشق است


 

خیال بوسه ای که اینجا

جا گذاشتی اش ،

بر لبانم سنگینی می کند ...

به خاک می افتم در مقابلت

فکر می کنی چیز دیگری هم

برای باختن دارم هنوز ؟

وحشت از عشق که نه،ترس ما فاصله هاست

وحشت از غصه که نه،ترس ما خاتمه هاست

ترس بیهوده نداریم،صحبت از خاطره هاست

صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست

کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست

گله از دست کسی نیست،مقصر دل دیوانه ی ماست


 

 hate 

به قدر هر چه گل دیدم مرا آزار دادی تو


خیانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو


عجب دیوانه بودم من که بستم دل به چشمانت


 وکار قلب این دیوانه را دشوار کردی تو


چقدر از التماس پیش مردم آبرویم رفت


چقدر این چشم ها را پیش مردم خوار کردی تو


شنیدم بارها با دیگران بودی ولیکن حیف


شهامت مال هر کس نیست پس انکار کردی تو


شبی که دیدمت با دیگری در کوچه جا خوردی


و ناچار این طلوع تازه را اقرار کردی تو


نمی بخشم تو را او را و هر کس را که بد باشد


خدایم خود تلافی می کند هر کار کردی تو


نمی بایست نفرین آخر عهدمان باشد


مرا اما بدین کار غلط ناچار کردی تو


دلم را دیگر از هرچه نگاه و آرزو کندم


تمام پنجره های مرا دیوار کردی تو


چه حسنی داشت درد این شکست تلخ می دانم


مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی تو

تنهاترین تنها

تا اون تن نعشتو تا نصف نکردم زیر خاک


بساطتو جمع میکنی سه سوته میزنی به چاک


برات گرون تموم میشه اون روم اگه بالا بیاد


خودت میدونی که دلم ازت پره خیلی زیاد


چشمامو رو هم میزارم اون چشاتو نبینم


لعنت به من اگه بدی هاتو ببینمو بشینم


دنیا با هر خوب و بدیش روی سرت خراب بشه


آرزومه خنده هاتو خوشیت برات عذاب بشه


می خوام بهت نشون بدم با هر کی هم بازی نشی


این روزگار یادم داده به هر چیزی راضی نشی


زندگیمو گرفتیو این دفعه نوبت منه


برو ببین چیه داره قلبتو از جا می کنه


hamtaraneh.com
 
 دلم بهانه ات را می گیرد ...
 
چقدر امشب حس می کنم نبود تو را ...
 
صدایت در گوشم می پیچد و من می گویم
 
- هان مرا صدا کرد ی ؟
 
دلم تنگ است ...
 
صدایم کن ...

امروز آمده و هنوز به یاد دیروزم، 

بی تاب و بی قرارم، هنوز دارم به عشقت میسوزم

دیروز رفته و دلم کجای کار است ،

 نمیدانم دلت هنوز به یاد دل من است

میسوزم و میسازم و گله ای ندارم از این لحظه ها ،

 این تقدیر من است با همین حال و روزم

 هدر رفت تمام سالها

میدانم فردا می آید و من مثل امروزم ،

مثل امروز که در حسرت دیروز نشسته بودم ، مثل

 دیروز که عاشقت شده بودم ،

 عاشق شده بودم و از این روزها بی خبر بودم ، نمیدانستم تو

 میروی ، چقدر من خوش خیال بودم…



http://www.r15r.com/data/media/108/G_Rl%20_62_.jpg

دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم


بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :

که
می خواهـیـم و نمی توانـیـم

که می توانـیــم و نمی گـذارنــد !

بگذار میان من و تو فاصله ای نـمـانــد

نه به خاطر خودت ،

و نه به خاطر من !

که به خاطر این عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش

بـیـش از آنی که من دوسـتـت دارم .....


از باران که میگویم "تر" میشود لحظه هایم

از برف که میگویم

"سپید" میشود خاطره هایم

از چشمه که میگویم میجوشد ترانه هایم

از " تو" که میگویم

تازه میشود بهانه هایم...

میخواهی بروی؟

خب برو...

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو...

برای چه ایستاده ایی؟

به جان سپردن كدامین احساس لبخند میزنی؟

برو..

تردید نكن

نفس های آخر است

نترس برو...

احساسم اگر نمیرد ..بی شك ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست

برو...

یك احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میكشد

طفلك چه میداند كه روحش سلاخی خواهد شد

برو...

فقط برو.....

http://www.pic.iran-forum.ir/images/mrhqeo99ethg3us36icu.jpg

به سلامتیِ اونـــــــــی که

با ما

راه نیومــــــــد

برای

دیگـــــــــران

دویــــــــد !!!!


رفتم


نخواست که بمونم

صدایم نکرد

نگفت : نرو، برگرد!!

و من رفتم!

رفتم به سوی تنهایی

و انتظار شنیدن صدای او

که بگوید دوستت دارم برگرد...

همیشه فکر کن توی یک دنیای شیشه ای زندگی می کنی

پس مراقب باش به طرف کسی سنگ پرت نکنی چون اول

دنیای خودتو می شکنی

این چهارچیز را در زندگی نشکن

۱اعتماد       ۲قول     ۳رابطه     ۴قلب

چون وقتی اینها می شکنند صدا ندارند

ولی درد بسیاری دارند

************************************

دل شکسته ام


عادت کردم هی میرم روبروی آینه می ایستم

دست میذارم رو شونه ی خودم

و تو آینه به خودم نگاه میکنم و میگم :

طاقت بیار رفیق ...




برچسب ها :
| لینک ثابت | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 12 اردیبهشت 1391 و در ساعت : 06:14 - نویسنده : aliparnian
محبوب ترین مطالب
آخرین مطالب نوشته شده